| ...نه!تنهام نذار |
|
به تو تبریک میگم که دلم پیش تو بود...
|
|
به تو تبریک میگم که به تو باختم و
زیر پا له کردم دل خود ساختمو به تو تبریک میگم که دلم پیش تو بود که تمومه زندگیم توی آتیش تو بود مگه چی خواستم ازت به جز عاشق بودن که چشام برای تو آینه ی دق بودن بگو چی کم داشتم که بریدی از دلم به کدوم مقصودت نرسیدی از دلم به تو تبریک میگم که بیخودی توی زرق و برق دنیا گم شدی به تو تبریک میگم گم شدنو گل گلخونه ی مردم شدنو دلی غمگین تر از دل من هم مگه هست؟ تو نشون من بده دل غمگین اگه هست تو صدای قلبمو نشنیدی ای وای! مردم از چشمای تو دیگه از من چی میخوای به تو تبریک میگم به تسلای دلم که دل سنگیتو بذاری جای دلم این منم از دنیا مونده و وامونده این منم که هرچی داشت پای تو سوزونده
|
|
لینک ثابت|
سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 18:16 توسط پرنسس |
|
|
|
|
سسسسسلام
از همه ی دوستای مهربونم که تو این مدت که نبودم به یادم بودن ممنونم |
|
لینک ثابت|
سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 17:41 توسط پرنسس |
|
|
عیبی نداره بازم با بی کسی میسازم...
|
|
پرسید که چرا دیر کرده است؟
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟؟ خندیدم و گفتم او فقط اسیر دل من است.. تنها دقایقی چند دیر کرده است... خندید به سادگیمو گفت: احساس پاک تو را زنجیر کرده است گفتم از عشق من چنین مگوی! گفت خوابی سالهاست دیر کرده است.. در آینه به خود نگاه میکنم.. آه!عشق تو عجب مرا پیر کرده است راست گفت آینه که منتظر نباش.. او برای همیشه دیر کرده است...
|
|
لینک ثابت|
جمعه یکم شهریور 1387ساعت 20:56 توسط پرنسس |
|
|
خیلی دوست داشتم که دستای تو همیشه مال من باشه..
|
|
یه رفیق بودی و صدتا دردسر بودی و اما
از تو هیچ وقت نبریدم تو رو از خودم می دیدم پشت سر همه غریبه روبه روم دیدم فریبه اما فکر کردم کنارم شونه های یک رفیقه.. داشتم اشتباه می کردم تو رفیقه من نبودی... من تا آخر با تو بودم تو از اولم نبودی.. داشتم اشتباه می کردم که تمومه زندگیمو من به دستای تو دادم حالا اینجا تک و تنها برگ خشک بی درختی غرق بادم نوش جونت اگه بردی نوش جونت هرچی خوردی تو رو هیچ وقت نشناختم نوش جونم اگه باختم تو منو ساده گرفتی زدی رفتی مفتی مفتی اما اون روز رو می بینم که به زانوهات میفتی تو به زانوهات میفتی...
|
|
لینک ثابت|
جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 18:35 توسط پرنسس |
|
|
نیستی تو ببینی چی اومده سر عشق تو...
|
|
صدای شکستن قلبت را شنیدم
چه آرام و غریبانه شکست!! و تو به من لبخند زدی.. اکنون دیرگاهیست از آن زمان می گذرد... اما هنوز.. زخم نگاه تو بر وجودم التیام نیافت تازه فهمیدم .. تو به امروز من خندیده بودی... |
|
لینک ثابت|
شنبه یکم تیر 1387ساعت 17:31 توسط پرنسس |
|
|
هیس! میخوام صدای گریه هامو بشنوی..
|
|
فریاد نزن ای عاشق
من صدایت را درون قلب خود می شنوم درد را در چهره ی عاشق تو با ذهن خودم می نگرم بی سبب نیست چنین فریادم بی گناه در دام عشق افتادم چه درست و چه غلط زندگیه هم خودم هم تو رو بر باد دادم بی گناه در دام عشق افتادم اگر احساسمو می فهمیدی قلبتو دوباره می بخشیدی لحظه ی پایان این دیدار را روز آغاز دگر می دیدی اگه بیهوده نمی ترسیدم عشق رو آن گونه که هست می دیدم شاید این لحظه ی غمگین وداع قلبمو دوباره می بخشیدم ما سزاواریم اگر گریانیم.. این چنین خسته و سرگردانیم ما که دانسته به دام افتادیم چرا از عاشقی رو گردانیم... نه گناه کاریم نه بی تقصیریم منو تو بازیچه ی تقدیریم هردو در بیراهه ی بی رحم عشق با دل و احساس خود درگیریم
بیشتر از همیشه دوست دارم گرچه از عاشقی و عاشق شدن بیزارم زیر آوار فرو ریخته ی عشق از دلم چیزی نمونده که به تو بسپارم تو که همدردی مرا یاری بده به من عاشق امیدواری بده اگر عشق با ما سر یاری نداشت تو به من قول وفاداری بده
|
|
لینک ثابت|
شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 21:5 توسط پرنسس |
|
|
بذار خیال کنم هنوز دوستم داری...
|
|
بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو می شنوی
هنوز هوامو داری و هنوز صدامو می شنوی بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم اگه تمومه قصمون هنوز ترانه سازتم بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی بذار خیال کنم تو دل تنگی هات غروب که میشه یاد من می افتی تویی که قصه ی طلوع عشقو گفتی و دوست دارمو نگفتی بذاز خیال کنم منم اونکه دلت تنگه براش اونی که وقتی تنهایی پر می شی از خاطره هاش اونکه هنور دوسش داری اونکه هنوز هم نفسه بذار خیال کنم منم اونیکه بودنش بسه دوباره فال حافظو دوباره توی فالمی بذار خیال کنم بذار اگرچه بی خیالمی |
|
لینک ثابت|
پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 1:27 توسط پرنسس |
|
|
نه!نگو:تمومه.............
|
|
رنج منو رنج تو و قصه ي عشق ما دوتا تمومه...
حرف نگفته اي نمونده بين ما حرفامونم تمومه... طاقت موندن ندارم به انتظار لحظه ي رفتنم.. اما هميشه يادمي منم هميشه يادتم مني كه يك عمر فقط زندوني يه عادتم وسوسه ي يكي شدن هنوز تو احساس منه هنوز واسه ديدن تو قلب كوچيكم مي زنه اما عزيزم چارمون رفتن و رفتن منه گريه نكن بذار برم اين آخرين راه منه تمومه ... بازي تمومه... |
|
لینک ثابت|
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 14:40 توسط پرنسس |
|
|
چه عاشقانه سوختم..
|
|
من از تو دل نمی برم
اگرچه از تو دلخورم اگرچه گفته ای تو را به خاطرات بسپارم هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته ام منی که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام تو در سراب آینه شبانه خنده می کنی من شکست داده را خودت برنده می کنی نیامدی و سالها نظر به جاده دوختم بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها همیشه ماندگار من همیشه در هنوزها صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی
|
|
لینک ثابت|
دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 20:36 توسط پرنسس |
|
|
؟
|
|
لینک ثابت|
پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 18:59 توسط پرنسس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| امکانات |
| درباره وبلاگ |
آن کس که می گفت دوستم دارد
عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که... بر روی برگهای پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان آواز دروغینی بود که گمان میکردم... می گوید دوستت دارم |
| آرشیو موضوعی |
| پيوندهای روزانه |
|
|
| جستجو در وبلاگ |
|
|
|
RSS
|